السيد الخميني
35
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
انسان مىكند ، ساير كسبها را مىكند ، اين يك طرفش ضرر است ، يك طرفش نفع است . گاهى انسان ضرر مىبرد از اين تجارت ، گاهى نفع مىبرد . و هر كارى كه انسان براى دنيا بكند ، خدا در كار نباشد و همان جهت دنيوى باشد ، اينها صد در صد نفع نيست ؛ گاهى نفع است ، نفع مادى دارد ؛ گاهى ضرر مادى است . اما اگر چنانچه قيام براى خدا باشد ، انسان كارى را براى خدا بكند ، اين هيچ توى آن ضرر نيست . ممكن است كه انسان تخيل بكند كه ما رفتيم به جنگ با كفار - مثلًا - و كشتيم ، كشته شديم ؛ خيال بكند كه اين ضرر است ؛ لكن اين ضرر نيست ، كشتهها پيش خدا زندهاند . اجرهايى كه آنجا هست ربطى به اين عالَم ندارد . اينكه براى خداست ، هميشه نفع دارد ؛ هميشه از خسارت محفوظ است . پيامبران به تنهايى در برابر طاغوتها مردهاى تاريخ بسياريشان تنها ايستادند در مقابل قدرتها . حضرت ابراهيم تنهايى ايستاد و بتها را شكست ؛ كه وقتى آمدند گفتند كه يك كسى به او - ابراهيم - مىگفتند اين كار را بايد كرده باشد . تنهايى قيام كرد در مقابل بتپرستها و در مقابل شيطان وقت « 1 » ، و از تنهايى نترسيد براى اينكه اين قيامْ قيامِ للَّه بود ، براى خدا بود . و چون قيام براى خدا بود ، هر دو طرفش نفع است . چه پيش ببرد نفع برده است ، چه پيش نبرد باز هم نفع برده است . يكى از دو خوبيها را دارد : يا خوبى دنيايى دارد ؛ يا اگر دنيا گيرش نيامد ، خوبى آخرتى آن بلااشكال است و هست . حضرت موسى يك شبانى بود . شبانِ حضرتِ شعيب بود مدتها . و تنهايى مأمور شد كه برود و قيام كند . منتها ايشان يك توقعى از خداى تبارك و تعالى كرد كه برادرم هم باشد . آن وقت شد « مَثنى » . اول خودش بود قيام كرد ، بعد برادرش هم همراهش شد ؛ شدند دو نفر . اما در مقابل چه دستگاهى ؟ در مقابل دستگاه فراعنه كه الآن هم آثارشان در مصر و آنجاها ، در قاهره و مصر و آنجاها هست . آن آثار عجيب و غريبشان . ايستاد در مقابلشان تنهايى . بعد هم كه اضافه شد ، يك نفر ديگر اضافه شد و آن عبارت از برادرش
--> ( 1 ) - نمرود .